چگونه به تعادل روانی خود كمك كنيم؟

هدف اصلی بهداشت روان جلوگیری از بروز اختلالات و اختلالات خفیف رفتاری است و ارتقا of سلامت بهترین شکل بهداشت روانی است. در این راستا لازم است جامعه از طریق آموزش رسمی و غیررسمی از ابتلای افراد روانی به بیماری روانی جلوگیری کرده و افراد را در برابر بیماری واکسینه کند ، زیرا قبل از وقوع این حادثه باید درمان شود.

والدین به عنوان اولین معلم فرزندان ، مسئولیت خطیری در انسان سازی و محافظت از سلامت روان و شخصیت فرزندان دارند. والدین ابتدا باید نیازهای اساسی فرزندان خود از جمله بازی ، احترام ، مسئولیت پذیری و پذیرش گروهی را در نظر بگیرند و پایه و اساس هر كدام را فراهم كنند. والدین باید فضای خانه خود ، یعنی وضعیت گرم و قابل قبول خانه خود را بهبود بخشیده و تقویت کنند ، زیرا ایجاد فضای ترس ، تهدید ، اضطراب و استرس به سلامت روانی کودکان آسیب می رساند.

والدین باید سعی کنند فضای آرامش ، آرامش و نزدیکی را در خانواده ایجاد کنند ، زیرا اگر فرزندان بپذیرند خانواده آنها را می پذیرد ، احساس ارزش و احترام می کنند. به طور خلاصه ، والدین باید برای مسائل عقیدتی ، اجتماعی ، مذهبی و مذهبی الگو باشند.

 

برای دستیابی به بهترین شکل از سلامت روان ، افراد باید شکست های خود را بپذیرند ، انعطاف پذیر باشند ، در زندگی هدف داشته باشند ، از خودکارآمدی و خود کنترلی لازم برای افزایش عزت نفس و احساس کفایت و بلوغ برخوردار باشند. برای این منظور ، و برای کمک به سلامت روان ، باید زمینه های آسیب پذیری خود را شناسایی کنیم ، زمان خود را مدیریت کنیم (استفاده بهینه از زمان) ، نه خود تخریب کنیم و نه خود افزایش دهیم ، کارها را به موقع انجام دهیم تا از احساس درماندگی جلوگیری کنیم روابط نزدیک با دیگران

روانشناسی دانش مطالعه رفتار انسان است. امروزه بیشتر توجه روانشناسان یافتن راههای مناسب برای حل مشکلات روانی است که مردم در مشکلات روزمره و عملی با آن روبرو هستند. تعداد کمی از افراد در برابر بیماری های روحی ایمن هستند. البته این دانش که هرکسی می تواند از بیماری روانی رنج ببرد ، به خودی خود کافی نیست ، زیرا سلامت روان فقط به توضیح علل اختلالات روانی محدود نمی شود ، بلکه هدف اصلی آن جلوگیری از بروز اختلالات روانی است.

داشتن افراد سالم یکی از مهمترین و اساسی ترین شرایط رشد یک جامعه است. جامعه ای که از سلامت جسمی و روحی اعضای خود مراقبت می کند ، علاوه بر این که هزینه های پزشکی زیادی را متحمل نمی شود ، انسان های سالم را نیز پرورش می دهد که رشد فردی و اجتماعی این جامعه را تضمین می کند.

معنی و مفهوم سلامت روان
اگر پرخاشگری بهترین دفاع باشد ، ارتقا health سلامت نیز بهترین شکل از سلامت روان است. سازمان بهداشت جهانی بهداشت روان را چنین تعریف می کند: “فرایند توانمندسازی مردم برای بهبود و افزایش کنترل بر سلامتی آنها”. سایر متخصصان بهداشت ، بهداشت روان را چنین توصیف می کنند: “علم و هنر کمک به مردم برای تغییر سبک زندگی خود برای رسیدن به کمال مطلوب سلامتی”

یک عنصر اساسی در هر تعریفی از سلامت روان مفهوم پیشگیری است. پیشگیری را می توان از دو منظر در نظر گرفت: چشم انداز موقعیتی و فردی. در پیشگیری وضعیت گرا ، تلاش متخصصان بهداشت روان در جهت کاهش علل محیطی و موقعیتی رفتارهای غیرعادی است. و از منظر پیشگیری فردگرایانه ، تأکید بر توانایی فرد در برخورد با موقعیتهایی است که می تواند منجر به رفتار ناسازگار شود.

پیشگیری ، صرف نظر از دیدگاه موقعیتی یا فردی ، می تواند در سه سطح انجام شود: پیشگیری اولیه ، پیشگیری ثانویه و پیشگیری سوم.

الف) پیشگیری اولیه: پیشگیری اولیه ، کاهش موارد جدید اختلالات روانی را در یک جامعه در نظر می گیرد. هدف از این پیشگیری جلوگیری از ابتلای جمعیت طبیعی و سالم به اختلالات روانی است. به عنوان مثال ، اگر بسیاری از اختلالات روانی ناشی از استرس و ناکامی در زندگی اجتماعی باشد ، جامعه می تواند با ارائه آگاهی و آموزش ، افراد دیگر را در برابر فشارهای روحی و فشارهای روزمره مقاوم سازد. امروزه از طریق آموزش رسمی (مدارس و دانشگاه ها) و یا از طریق آموزش غیررسمی (رسانه ها ؛ رادیو و تلویزیون ، روزنامه ها و مجلات) ، آنها توانسته اند میزان اختلالات روانی را کاهش دهند.

ب) پیشگیری ثانویه: در پیشگیری ثانویه ، هدف اصلی درمان کلی اختلال است ، اما هدف ثانویه ممکن است کنترل بیماری باشد. در این پیشگیری ، درمان بر روی جمعیت آسیب دیده متمرکز است. به عنوان مثال ، یکی از این اختلالات ، اختلال افسردگی است که در آن ، وی با کمک به بیمار برای غلبه بر بیماری ، ابتدا تا حد ممکن از شیوع بیماری جلوگیری می کند و در مرحله دوم ، با استفاده از روش های درمانی مناسب ، بیمار تلاش می کند تا بهبود یابد .مناسب تر و قانع کننده تری کسب کنید تا بتواند با محیط آنها سازگار شود.

ج) پیشگیری شخص ثالث: هدف از این پیشگیری کاهش آسیب های ناشی از اختلال است. تحت این پیشگیری ، می توان از طریق توانبخشی و حمایت اجتماعی آسیب را به حداقل رساند ، اگرچه ممکن است هرگز بهبودی کامل حاصل نشود.

چگونه به تعادل روانی خود كمك كنيم؟

به عنوان مثال ، پس از مرگ یکی از عزیزان ، فشار روانی بر بستگان ایجاد می شود که نمی توان جلوی آن را گرفت. مشاوره یا گروه درمانی پس از چنین اتفاقاتی می تواند حمایت اجتماعی کافی را ایجاد کند که آسیب پذیری فرد در برابر فشار روانی را کاهش می دهد.

نیاز به بلوغ ذهنی
سلامتی یک چیز اساسی و مهم در زندگی انسان است. طبق آمار موجود ، نیمی از مرگ و میرها به دلیل رفتار غلط و سبک زندگی است. در قرن های گذشته ، مردم عمدتا به دلیل بیماری های میکروبی و عدم سلامت جسمی یا بلایای طبیعی می مردند ، اما امروزه مرگ و میرها اغلب ناشی از یک سبک زندگی اشتباه است. نمونه های شناخته شده شامل سرطان ریه در اثر سیگار کشیدن ، مرگ ناشی از سوs تغذیه یا عدم فعالیت بدنی ، بیماری های ناشی از قرار گرفتن در معرض مواد سمی و شیمیایی و همچنین آتش سوزی ، تصادفات رانندگی و غیره است.

مطالعه ای که در سال ۲ در تهران انجام شد ، نشان داد که بیماری های سیستم گردش خون ، سرطان و سایر تومورها ، حوادث ، مسمومیت ها و خودکشی ها ، عوارض بارداری پس از زایمان ، شرایط نامشخص ، بیماری های عفونی و انگلی ، بیماری های دستگاه تنفسی. به ترتیب شایع ترین علت مرگ است.

خانواده نقش مهمی در تأمین سلامت روان دارد. نقش خانواده از جنبه های زیر در نظر گرفته می شود:
الف) نقش خانواده در سلامت روان: پایه های رشد روان اجتماعی کودکان ، احساس امنیت و رضایت عاطفی آنها در اوایل کودکی ایجاد می شود ، زیرا درک ، سازگاری و عشق در محیط خانواده باعث تقویت احساس اعتماد به نفس و قدرت می شود. در کودکان نوجوانان بسیار مهم هستند.

در یک خانواده عادی ، والدین به نشانه همبستگی و احترام متقابل در روابط با فرزندان ، رویکردی هماهنگ و برابر دارند و در نتیجه کودکان احساس می کنند رابطه والدین و کودک صمیمی است ، زیرا کودک و نوجوان باید منبع آن باشند. والدین آنها خوشبختی ، امنیت عاطفی ، رضایت جسمی و روحی را در نظر بگیرند و آنها را پناهگاه خود بدانند.

بی توجهی والدین به بهبود محیط روانی اجتماعی و عدم وجود روابط مناسب در بیشتر موارد ، کودکان و نوجوانان با نقص احساسی روبرو هستند. بنابراین ، ریشه رفتارهای غیر عادی در کودکان و نوجوانان ، انحرافات و جرایم را باید در اوایل کودکی و در خانواده جستجو کرد.

به طور کلی ، اصولی که والدین به عنوان والدین کودک و نوجوان باید همیشه در ذهن داشته باشند عبارتند از: هماهنگی در نظم و تربیت کودکان و نوجوانان ، وحدت انتظارات و انتظارات از آنها با توجه به تفاوت ها و محدودیت های فردی و پیشگیری از مشکلاتی که باعث می شود هیجان ناخوشایند در کودکان و نوجوانان.

ب) نقش خانواده در جلوگیری از بروز اختلالات جسمی و روحی در کودکان: توجه والدین به ویژه مادران به توصیه ها و دستورالعمل های زیر می تواند در حفظ سلامتی و سلامت جسمی و روانی فرزندان کاملاً م effectiveثر باشد.

۲- مراجعه منظم به پزشک ، در تمام دوران بارداری و آزمایشات پزشکی ، در پیش بینی ضایعات احتمالی بسیار کمک می کند.

۳٫ مادران باید در سه ماهه اول بارداری برای جلوگیری از بیماریهای عفونی ، به ویژه سرخچه ، سخت کار کنند. سفلیس والدین همچنین باعث ضریب هوشی در کودکان می شود.

۲- اعتیاد والدین به الکل یکی از عوامل موثر در عقب ماندگی ذهنی است. به ویژه مادران باید از مصرف مواد مخدر و دخانیات خودداری کنند.

۲٫ مسمومیت در دوران بارداری و ضربه به شکم مادر ، به ویژه در ماه های آخر بارداری ، باعث عقب ماندگی ذهنی می شود.

۲٫ به دلیل صدمات جبران ناپذیر به اشعه ایکس و اشعه رادیواکتیو ، مادران باید از انجام معاینات رادیولوژیکی به خصوص در ماه های اول بارداری خودداری کنند (مگر اینکه کاملاً ضروری باشد و تحت نظارت پزشکی باشد).

۲٫ مادران با رژیم غذایی مناسب می توانند از بروز ناهنجاری جلوگیری کنند ، زیرا سو mal تغذیه و کمبود ویتامین های اساسی باعث عقب ماندگی ذهنی می شود.

۲٫ مادران باید در حفظ سلامت جسمی و روانی بکوشند و حتی نگران اضطراب و پریشانی نباشند ، زیرا اضطراب و هیجان ناگهانی و طولانی مدت در دوران بارداری باعث تغییر در غدد غدد درون ریز و عقب ماندگی ذهنی و افسردگی می شود.

۲٫ پدران همچنین وظیفه تأمین امکانات لازم ، به ویژه تأمین آرامش روحی و روانی مادر را دارند.

۲- مراجعه به مراکز مشاوره ژنتیک برای افرادی که مایل به ازدواج هستند ، خصوصاً در موارد ازدواج نزدیک یا سن مادر و خانواده های دارای کودک عقب مانده یا معلول ضروری است.

چگونه به تعادل روانی خود كمك كنيم؟

ج) نقش خانواده در اطلاع رسانی به جوانان در مورد ازدواج: یکی از مهمترین انتخابها در دوره نوجوانی ، انتخاب همسر است. در مکتب اسلامی ازدواج و انتخاب همسر بسیار مهم است. ازدواج و تشکیل خانواده از نظر بهداشت روانی بسیار مهم است. خانواده ها باید برای فرزندان خود روشن کنند که ازدواجی موفق و پایدار ، همسری است که در آن زن و مرد وضعیت خود را درک می کنند و تلاش می کنند شرایط خود را با نیازهای خانواده ، به ویژه فرزندان سازگار کنند. یکی از دلایل اصلی اختلالات روانی در کودکان و نوجوانان از بین رفتن روابط خانوادگی یا اختلافات جدی بین اعضای خانواده است. شکی نیست که ازدواج نیاز به سازش مداوم و صبر و گذشت فراوان دارد.

مهمترین عوامل رضایت در ازدواج عبارتند از: ۱- رشد عاطفی و فکری ۲- شباهت مذهبی ۲- شباهت علایق ، انتظارات و طرز تفکر ۲- شباهت تحصیلی و طبقاتی.

اصول کلی افزایش اعتماد به نفس
۲٫ به جای انتقاد ، کودکان را تشویق کنید.
۲- به کودکان فرصت دهید مسئولیت کارهای خود را بپذیرند و خود تصمیم بگیرند.
۲- نسبت به هر كودك نگرش خاصی داشته باشید و او را یك انسان كامل قلمداد كنید و او را با سایر بچه ها مقایسه نكنید.
۲٫ اقدامات کودکان جدا از خودشان است و صرف نظر از شکست ها و موفقیت ها ، کودکان باید بدون قید و شرط پذیرفته شوند.
۲٫ کودکان را در آغوش بگیرید ، بغل کنید ، لمس کنید ، ببوسید و با آنها ارتباط برقرار کنید. اگر این کار را انجام دهید ، آنها یاد می گیرند که خودشان را دوست داشته باشند.
۲٫ به صحبتهای فرزندانتان با دقت گوش دهید.
۲٫ به جای جبران کردن ، سعی کنید با انجام کارهای مثبت و یادآوری میزان ناز بودن آنها را غافلگیر کنید.
۳- والدین باید الگوی انسانی باشند که به خود احترام بگذارند.
۳٫ کودکان را تشویق کنید دوستان خود را به خانه دعوت کنند.
۲٫ به کودکان ۶ یا ۶ ساله خود این مسئولیت را بدهید که توانایی انجام کار خود را افزایش دهند.

ویژگی های یک شخصیت سالم
معیارهایی در زندگی و روابط انسانی وجود دارد که به سلامت روان کمک می کند و برخی از آنها در زیر ذکر شده است:

۲- صداقت در رفتار: افرادی که بین نیت درونی و رفتار بیرونی خود هماهنگی بیشتری دارند ، از سلامت روانی بهتری برخوردارند ، در غیر این صورت سلامت روانی آنها به خطر می افتد ، به عنوان مثال شخصی که دروغ می گوید ، مقدار زیادی از انرژی ذهنی خود را صرف خواهد کرد تا مبادا دروغ را افشا …

۲- پذیرش نقاط ضعف و ضعف های ما: برای حمایت از سلامت روان ، لازم است که شکست ها را به کمبود تلاش نسبت دهیم و نه به ناتوانی.

۳- انعطاف پذیری: زندگی اجتماعی دارای فراز و نشیبهایی است ، خوب و بد ، خوب و بد ، بنابراین داشتن توانایی پذیرش تغییر ضروری است ، زیرا در سلامت روان نقش دارد.

۲- توانایی “نه” گفتن: توانایی “گفتن” با خواسته های غیر منطقی خود و دیگران و انجام کارها بر اساس خود ارضای درونی خود ، نه رضایت دیگران.

 

۲- عزم راسخ داشته باشید: هر روز رفتار قاطع تمرین کنید و بدون عصبانیت و پرخاشگری و استفاده از ارتباط کلامی مناسب از حق خود دفاع کنید.

۲- پرهیز از پیش فرضهای غلط ذهنی: شخصی که با دیگران مهربان نیست باعث می شود دیگران با او واکنش یکسانی داشته باشند ، بنابراین اعتقاد بر این است که دیگران از او متنفرند و او را دوست ندارند.

۲- ورزش: ورزش نه تنها امید به زندگی بهتر را افزایش می دهد ، بلکه زنجیره افکار منفی را نیز می شکند.

۳- برخورد مناسب اجتماعی: یک فرد سالم رابطه گرم و صمیمانه ای با دیگران دارد ، سعی می کند به دیگران احترام بگذارد و با صداقت و مهربانی به احساسات آنها پاسخ دهد.

۲- داشتن هدف در زندگی: انسان سالم فلسفه زندگی خود را می داند و زندگی را بی معنی و بی معنی نمی داند ، برای زندگی خود ارزش قائل است و بیهوده جان خود را فدای چیزهای بی فایده نمی کند.

۲- حرکت برای پیشرفت: ما باید تلاش لازم را داشته باشیم ، اما انتظار نداریم که در همه زمینه ها کامل باشیم ، بنابراین آنچه مهم است ، تلاش و همچنین توانایی است.

۳- خودکارآمدی و خودمدیریتی: خودکارآمدی ارزیابی توانایی فرد در انجام یک کار است. خودتنظیمی مستلزم توانایی تأثیر بر رفتار انسان است ، نه واکنش مکانیکی نسبت به محیط.

۲- ابراز احساسات: احساسات مثبت مانند خوشبختی و عشق و احساسات منفی مانند عصبانیت ، اضطراب و نگرانی را درک و سرکوب نکنید و بدون رفتار پرخاشگرانه از آنها استفاده کنید.

۲- درک توانایی های خود و دیگران: شناخت نقاط قوت و ضعف خود و تلاش برای شناخت نقاط قوت و ضعف دیگران. ما توانایی بخشش داریم و همیشه خود را مقصر اشتباهات خود نمی دانیم ، زیرا احساس گناه باعث کاهش عزت نفس و عزت نفس افراد می شود.

۲- احترام به دیگران: به دیگران احترام بگذارید زیرا باعث احترام دیگران می شود و فرصتی برای ایجاد انگیزه و تقویت محیط فراهم می کند.

۲- نگرش مثبت: نگرش مثبتی نسبت به دوستان ، همسالان و بزرگسالان پیدا کنید ، زیرا نگرش خوب به سلامت روان کمک می کند.

۲- احساس امنیت و ایمنی: افراد سالم از اضطراب و اختلالات روانی دائمی رنج نمی برند. آنها نگران نیستند و از آینده و حوادث نمی ترسند. آنها با حوصله و امنیت با حوادث برخورد می کنند و یک راه حل منطقی برای آنها می یابند.

۲- داشتن اعتماد به نفس و احساس خودکفایی: اعتماد به نفس عبارتست از نگرش مثبت نسبت به توانایی های خود که ارتباط تنگاتنگی با احساس خودکفایی دارد. اعتماد به نفس و توانایی های خود و گفتن اینکه من می توانم این کار را انجام دهم و بر مشکلات غلبه می کنم ، نشانه سلامت روان است.

چگونه می توانیم به تعادل روحی خود کمک کنیم؟
۲٫ درک و یافتن زمینه های آسیب پذیری: شناخت موقعیت هایی که باعث عصبانیت یا واکنش شدید شما می شود می تواند از شما در برابر استرس محافظت کند. اگر بعضی از افراد شما را عصبانی می کنند یا مجبورید از آنها دوری کنید یا سعی کنید درک کنید ، چیزی در آنها وجود دارد که شما را بسیار ناراحت می کند. سعی کنید دلیل ناراحتی خود را درک کنید تا بتوانید وضعیت را به روشی جدید ببینید.

۲- مدیریت زمان: از بارهای سنگین خودداری کنید. ساعت خود را تنظیم کنید تا زمان کافی برای استراحت ، آرامش ، خواب ، غذا خوردن ، ورزش و معاشرت را در خود داشته باشید. برای جلوگیری از دلتنگی و عدم تمرکز و به دلیل آموزش به مرور زمان ، مطالعه را متوقف کنید. نویسنده معتقد است که مدیریت زمان از استرس و اضطراب شدید جلوگیری می کند و در نتیجه سلامت روان را تضمین می کند.

۲- انجام کارها به موقع: همه کارها را به موقع انجام دهید ، زیرا انجام به موقع کارها از احساس درماندگی جلوگیری می کند. کمی زودتر کارها را شروع کنید ، زیرا این کار علاوه بر افزایش عزت نفس ، به سلامت روان نیز کمک می کند.

۲٫ عزت نفس: ارزش خود را بدانید ، زیرا تجربه نشان می دهد افرادی که برای خود ارزش قائل هستند توانایی های خود را به خوبی تشخیص می دهند ، متکبر یا خودتخریبی شناخته نمی شوند و این به سلامت روان آنها کمک می کند.

۲- پذیرش نقاط قوت و ضعف: انسان سالم فردی است که بداند در کدام زمینه ها نقاط ضعف عمده ای دارد و سپس سعی می کند نقاط ضعف خود را متناسب با توانایی های خود جبران کند. چنین شخصی همچنین باید نقاط قوت خود را شناسایی کرده و در تقویت آنها بکوشد ، زیرا این امر به طور م helpsثر به سلامت روان او کمک می کند.

۲٫ داشتن یک بحث خارج از قرارداد: به گفته کلبرگ ، مردم این بحث را دارند تا به رشد شناختی کافی برسند و استانداردها و قوانین اخلاقی را بپذیرند ، زیرا این بحث کمک زیادی به سلامت روان می کند.

۲- برقراری روابط صمیمی با دیگران: صمیمیت نوعی تعهد درونی برای برقراری و تداوم روابط است ، زیرا همه ما به اطمینان خاطر دیگران احتیاج داریم ، بنابراین با در میان گذاشتن نگرانی های خود با افراد باتجربه و مسن ، می توانید بیشتر مشکلات خود را تسکین داده و شفاف سازی کنید. .

۲٫ کمک به موقع از دیگران: درخواست کمک از دیگران نشانه بلوغ عاطفی است ، نه ضعف هوشیاری و ناتوانی. افراد در هر سنی به راهنمایی و مشاوره دیگران احتیاج دارند.

۳- از بین بردن خطاها: شرایطی که رفتار ناخواسته در آنها رخ می دهد باید شناسایی شده و عوامل بیرونی ایجاد کننده رفتار مورد بررسی قرار گیرند. قبل از اصلاح رفتار ، باید مشخص کنیم که می خواهیم چه رفتارهای ناخواسته ای را حذف کنیم و چه رفتارهای مطلوبی باید جایگزین شوند.

۲- دیدگاه مثبت: حالات احساسی مطبوعی مانند خنده ، شادی ، شادی و خوشحالی داشته باشید ، نسبت به موارد مختلف زندگی نگرش مثبتی از خود نشان دهید ، سیاست های خود را انتخاب کنید و بدانید که برای شما چه ارزشی دارد.

نتیجه گیری و ارائه راه حل ها
هدف اصلی بهداشت روان جلوگیری از بروز اختلالات و اختلالات خفیف رفتاری است و ارتقا of سلامت بهترین شکل بهداشت روانی است. در این راستا لازم است جامعه از طریق آموزش رسمی و غیررسمی از ابتلای افراد روانی به بیماری روانی جلوگیری کرده و افراد را در برابر بیماری واکسینه کند ، زیرا قبل از وقوع این حادثه باید درمان شود.

والدین به عنوان اولین معلم فرزندان ، مسئولیت خطیری در انسان سازی و محافظت از سلامت روان و شخصیت فرزندان دارند. والدین ابتدا باید نیازهای اساسی فرزندان خود از جمله بازی ، احترام ، مسئولیت پذیری و پذیرش گروهی را در نظر بگیرند و پایه و اساس هر كدام را فراهم كنند.

والدین باید فضای خانه خود را بهبود ببخشند ، یعنی گرمای خانه خود را مدیریت کنند ، زیرا ایجاد فضای ترس ، تهدید ، اضطراب و استرس به سلامت روان کودکان آسیب می رساند. والدین باید سعی کنند فضای آرامش ، آرامش و نزدیکی را در خانواده ایجاد کنند ، زیرا اگر فرزندان بپذیرند خانواده آنها را می پذیرد ، احساس ارزش و احترام می کنند. به طور خلاصه ، والدین باید الگوی عملی برای مسائل عقیدتی ، اجتماعی ، مذهبی و مذهبی باشند.

برای دستیابی به بهترین شکل از سلامت روان ، افراد باید شکست های خود را بپذیرند ، انعطاف پذیر باشند ، در زندگی هدف داشته باشند ، از خودکارآمدی و خود کنترلی لازم برای افزایش عزت نفس و احساس خودکفایی و بلوغ برخوردار باشند. برای این منظور ، و برای کمک به سلامت روان ، باید زمینه های آسیب پذیری خود را شناسایی کنیم ، زمان خود را مدیریت کنیم (استفاده بهینه از زمان) ، نه خود تخریب کنیم و نه خود افزایش دهیم ، کارها را به موقع انجام دهیم تا از احساس ناتوانی در امان باشیم روابط با دیگران

منبع:
https://www.beytoote.com/psychology/zendegi-behtar/help5-mental-balance.html

درباره‌ی میزبان مووی

حتما ببینید

علت بی اشتهایی کودک

علت بی اشتهایی کودک

رفتار والدین ، ​​به ویژه مادران در مراحل اولیه رشد عادات غذایی کودک ، در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *